تبليغاتX
بزرگ ترین وبلاگ تفریحی ایرانی - دو همسفر
تصـــــــوير تصادفي
منوی کاربری

پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .

   ...............................   اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !    به مدير وبلاگ ايميل بزنيد !    ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!   لينک RSS

    ..............................

.com code -->
لینک دوستان
ارسال پیام به مدير
* نام شما :
* ایمیل شما :
وب سایت شما :
* متن پیام :
Powered By :JustPersian
عضویت در خبرنامه وبلاگ





Powered by WebGozar

نظرسنجی
فرم عضویت
فرم عضویت
نام شما :
نام کاربری :
ایمیل :
کلمه عبور :
تکرار کلمه عبور :
Powered By :JustPersian
نام کاربری :
کلمه عبور :
Powered By :JustPersian
اعضا
چت بامديـــــر
آرشيو
طراح قالب

کشتی در طوفان شکست و غرق شد . فقط دو مرد توانستند به سوي جزیره ی کوچک بی آب و علفی شنا کنند و نجات یابند.

دو نجات یافته دیدند هیچ نمی توانند بکنند، با خود گفتند بهتر است از خدا کمک بخواهیم .
بنابراین دست به دعا شدند و براي این که ببینند دعاي کدا م بهتر مستجاب می شود به گوشه اي از جزیره رفتند.

نخست، از خدا غذا خواستند . فردا مرد اول، درختی یافت و میوه اي بر آن، آن را خورد . اما مرد دوم چیزي براي خوردن نداشت.

هفته بعد، مرد اول از خدا همسر و همدم خواست، فردا کشتی دیگري غرق شد، زنی نجات یافت و به مرد رسید. در سمت دیگر، مرد دوم هیچ کس را نداشت.

مرد اول از خدا خانه، لباس و غذاي بیشتري خواست، فردا، به صورتی معجزه آسا، تمام چیزها ییکه خواسته بود به او رسید. مرد دوم هنوز هیچ نداشت.

دست آخر، مرد اول از خدا کشتی خواست تا او همسرش را با خود ببرد. فردا کشتی اي آمد و درسمت اولنگرانداخت، مردخواست به همراه همسرش ازجزیره برودومرد دوم راهمانجارهاکند .
پیش خود گفت، مرد دیگر حتما شایستگی نعمت هاي الهی را ندارد، چرا که درخواستهاي او پاسخ داده نشد، پس همینجا بماند بهتر است.

زمان حرکت کشتی، ندایی از آسمان پرسید: چرا همسفر خود را در جزیره رها می کنی؟
پاسخ‌داد:این نعمتهایی که به دست آورده‌ام همه مال خودم است، همه راخوددرخواست کرده‌ام.

درخواست هاي او که پذیرفته نشد، پس لیاقت این چیزها را ندارد.

ندا، مردراسرزنش‌کرد :اشتباه می‌کنی.زمانی‌که تنهاخواسته او رااجابت‌کردم، این نعمتهابه‌تورسید.

مرد با حیرت پرسید: از تو چه خواست که باید مدیون او باشم؟

ندا پاسخ داد: از من خواست که تمام خواسته هاي تو را اجابت کنم!

بایدبدانیم‌که‌نعمت‌هامان‌‌حاصل‌درخواستهاي خودمانیست، نتیجه‌دعاي‌دیگران‌براي‌ماست

[+] نوشته شده توسط ::::::::::saeed ::::::::::: در 0:58 | |

:: مطالب پيشين