صفحه در حال بارگذاري است!
لطفا کمي صبر کنيد...
آدما همیشه با ارزش ترین هدیه ها رو به بهترین هاشون میدن این وبلاگ چیز با ارزشی نیست اما با همه سادگیش و با همه کمیش تقدیم میکنم به بهترین و عزیزترین آدمی که روی زمین هست تقدیم به کسی که ثانیه ثانیه به یادشم و تا آخر عمر در کنارش می مونم تقدیم به گلی که هرگز از دیدن و بوییدنش سیر نمی شم و تقدیم به مهربانی که همیشه با افتخار نامش را صدا میزنم....
**تقدیم به آبجی مهربونم**
**با تمام وجودم دوست دارم**
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:بزرگ ترین وبلاگ تفریحی ایرانی در
وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طریق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.
استقلالی ها نارحت نشن![]()
پرسپولیس![]()
کلیپ رونالدینو![]()
حرکات زیبای ستارگان فوتبال![]()
تبلیغات![]()
اس ام اس روز![]()
نوروزتان پر گل باد .....![]()
به مناسبت روز مادر![]()
پیغام مدیر![]()
تصاویر متحرک برای بلاگفا![]()
سرکاری![]()
سگ باهوش![]()
دو همسفر![]()
تبادل لینک![]()
مسافرت تابستانی![]()

کشتی در طوفان شکست و غرق شد . فقط دو مرد توانستند به سوي جزیره ی کوچک بی آب و علفی شنا کنند و نجات یابند.
دو نجات یافته دیدند هیچ نمی توانند بکنند، با خود گفتند بهتر است از خدا کمک بخواهیم .
بنابراین دست به دعا شدند و براي این که ببینند دعاي کدا م بهتر مستجاب می شود به گوشه اي از جزیره رفتند.
نخست، از خدا غذا خواستند . فردا مرد اول، درختی یافت و میوه اي بر آن، آن را خورد . اما مرد دوم چیزي براي خوردن نداشت.
هفته بعد، مرد اول از خدا همسر و همدم خواست، فردا کشتی دیگري غرق شد، زنی نجات یافت و به مرد رسید. در سمت دیگر، مرد دوم هیچ کس را نداشت.
مرد اول از خدا خانه، لباس و غذاي بیشتري خواست، فردا، به صورتی معجزه آسا، تمام چیزها ییکه خواسته بود به او رسید. مرد دوم هنوز هیچ نداشت.
دست آخر، مرد اول از خدا کشتی خواست تا او همسرش را با خود ببرد. فردا کشتی اي آمد و درسمت اولنگرانداخت، مردخواست به همراه همسرش ازجزیره برودومرد دوم راهمانجارهاکند .
پیش خود گفت، مرد دیگر حتما شایستگی نعمت هاي الهی را ندارد، چرا که درخواستهاي او پاسخ داده نشد، پس همینجا بماند بهتر است.
زمان حرکت کشتی، ندایی از آسمان پرسید: چرا همسفر خود را در جزیره رها می کنی؟
پاسخداد:این نعمتهایی که به دست آوردهام همه مال خودم است، همه راخوددرخواست کردهام.
درخواست هاي او که پذیرفته نشد، پس لیاقت این چیزها را ندارد.
ندا، مردراسرزنشکرد :اشتباه میکنی.زمانیکه تنهاخواسته او رااجابتکردم، این نعمتهابهتورسید.
مرد با حیرت پرسید: از تو چه خواست که باید مدیون او باشم؟
ندا پاسخ داد: از من خواست که تمام خواسته هاي تو را اجابت کنم!
بایدبدانیمکهنعمتهامانحاصلدرخواستهاي خودمانیست، نتیجهدعايدیگرانبرايماست
[+]
نوشته شده توسط ::::::::::saeed ::::::::::: در 0:58
|
|